نام کاربری:
پسورد:
رتبه: 87


درباره من
سیـــــــــــ♥♥ــــــلامـــــــ
خوبینــــ♀♂ــــــ
ما تو تـــــ√ــــــــــا اجی هستیمـــΞـــــــ مسا و مسا شوشو
نفس همیمـــ♥ـــــــ و عاقشـــ☻ــــ همـــ
پشت همیمــــــــ تا اخرشـــ◙ــــــ
همینــــﬞــــــ
اسمامونمـــ مثه همهـ♣♣ـــــــ
دوستونـــــــ دالیمــــ☻ــــــــ
بایـــــــــ♥
رئیـــــس انجمن شلوغـــــا
عضو مافیــــــــــــآ
پیــــــــــــــــــــــــخ
لیست دوستامــــــــــــونـــــو
دوس داریـــــم
با هرکسیــــــــــ صمیمیـــــ نیستم و نمیگمـــــــ داداشیــــــــــــ
وبلاگم
just-nice-pictures.fa.com
تو چت روم نمیامــــــــ مگر که دوسام کارم داشته باشنــــــــ

یاهو چتم از مخت بیرون کنــــــــــ

دوستی بیرون نت بگی خفت میکنم
توجه مینمویویید؟؟؟؟
میسیـــــــــــــــ پیـــــــــــــخ
♥ ‎(●̮̮̃•̃) (●̮̮̃•̃) ♥
♥ / █ ♥/█ ♥

.♥
………♥
………♥
……….♥
…………..♥
……………….♥
……………………..♥
………………………….♥
……………………………♥
……………………………♥
…………………………♥
…………………….♥
………………♥
………….♥
…..♥
…♥
.♥………………………..♥….♥
♥……………………..♥………..♥
.♥………………….♥…………….♥
.♥……………….♥………….……♥
.…♥………. …….……...…….♥
…..♥…………………………..♥
……..♥……………….…….♥
………..♥…………….….♥
…………..♥…………..♥
……………….♥.…….♥
.……………….♥..♥
طرفداران مطلب

-_MaSa-MaSa-po_- (mahsa555 )    

یک داستانه خیلیــــ♥ــ خیلیــــ♥ـــــ عاشقونــــ♥ـــ♥

درج شده در تاریخ ۹۰/۱۱/۱۹ ساعت 20:03     بازدید: 558 نفر
 

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :

سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.

دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.

یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ….

پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند…


 

♥ عشـــــــــــــقـــــــ♥ ــ♥ 

به این میگنــــ♥ ــــ♥ 8-)ـ



6ılSlı FaNaZ ılSlı9(fafar )
۹۰/۱۲/۱۱ - 14:36
نقل قول:
--_--ı--_--sAyE sArDı: bashe aji falnaz
hala ghelesh bede injoriiiiiii:D/:D/:D/:D/:D/
طبرستان-آمل-کرمانشاه-0121-0831(amoli )
۹۰/۱۲/۱۱ - 14:36
نقل قول:
--_--ı--_--sAyE sArDı: bashe aji falnaz
اجی جونم اجی مهسا کی میاد:-S:-S:-S
6ılSlı FaNaZ ılSlı9(fafar )
۹۰/۱۲/۱۱ - 14:38
نقل قول:
طبرستان-آمل-کرمانشاه-0121-0831: اجی جونم اجی مهسا کی میاد
emroz dadashi
6ılSlı FaNaZ ılSlı9(fafar )
۹۰/۱۲/۱۱ - 14:39
نقل قول:
--_--ı--_--sAyE sArDı: hala dast dast/////
ghel ghel gheeeeeeeel*-:):D/:D/:D/:D/:D/:D/:D/
طبرستان-آمل-کرمانشاه-0121-0831(amoli )
۹۰/۱۲/۱۱ - 14:47
نقل قول:
--_--ı--_--sAyE sArDı: emlOz miyadesh be farnaZ goOl dade
خدا کنه بیاد;;);;);;);;)
طبرستان-آمل-کرمانشاه-0121-0831(amoli )
۹۰/۱۲/۱۱ - 14:48
نقل قول:
--_--ı--_--sAyE sArDı: emlOz miyadesh be farnaZ goOl dade
خدا کنه بیاد;;);;);;);;)
طبرستان-آمل-کرمانشاه-0121-0831(amoli )
۹۰/۱۲/۱۱ - 14:49
نقل قول:
6ılSlı FaNaZ ılSlı9: emroz dadashi
نمیدونی ساعت چن میاد اجی؟
رها آدرنالین(puerto-rico2 )
۹۰/۱۲/۱۲ - 02:10
@};-@};-@};-@};-@};-%%-%%-%%-%%-%%-@};-@};-@};-@};-@};-%%-%%-%%-%%-%%-
%%-%%-%%-%%-%%-@};-@};-@};-@};-@};-%%-%%-%%-%%-%%-@};-@};-@};-@};-@};-
مهدی قاسمیe(sijhv )
۹۰/۱۲/۱۲ - 11:55
=Dchox=Dchox=Dchox=Dchox=Dchox
«MILAD-ƏBLIŞ»(Milad-Eblis )
۹۰/۱۲/۱۲ - 16:02
آبجی مهسا دلم واست خیلی تنگ شده:-az:-az:-az:-az:-az:-az
وقتی بودی اعضای سایت شاد بودن
ولی.........:-az:-az:-az:-az:-az:-az
6ılSlı FaNaZ ılSlı9(fafar )
۹۰/۱۲/۱۲ - 16:11
نقل قول:
«MILAD-ƏBLIŞ»: آبجی مهسا دلم واست خیلی تنگ شده وقتی بودی اعضای سایت شاد بودن ولی.........
he bebakhshid man masole j dadan be bazdid konandeham dadash dorost mishe mahhsa farda miad
-_MaSa-MaSa-po_-(mahsa555 )
۹۰/۱۲/۱۳ - 18:07
سیلاااااااام
milad tanha(miladtanha )
۹۰/۱۲/۱۳ - 18:10
نقل قول:
-_MaSa-MaSa-po_-: سیلاااااااام
salam:)
سومیناز-مهسا(daltonha )
۹۰/۱۲/۱۳ - 18:11
chox:Dazchox:Dazchox:Dazchox:Dazchox:Dazchox:Dazchox:Dazchox:Dazchox:Dazchox:Dazchox:Daz
-_MaSa-MaSa-po_-(mahsa555 )
۹۰/۱۲/۱۳ - 18:17
نقل قول:
سومیناز-مهسا:
سیلام مهسا جونممممممممممم:):)chox:Dazchox:Dazchox:Dazchox:Dazchox:Dazchox:Dazchox::Dazchox:Daz
سومیناز-مهسا(daltonha )
۹۰/۱۲/۱۳ - 18:20
دیگه موندگاری:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:D/:D/:D/:D/:D/:D/:D/:D/:D/:D/:D/:D/:D/:D/:D/
-_MaSa-MaSa-po_-(mahsa555 )
۹۰/۱۲/۱۳ - 18:21
نقل قول:
سومیناز-مهسا: دیگه موندگاری:
بعله*:-*:-*:-*:-*:-*:-
سومیناز-مهسا(daltonha )
۹۰/۱۲/۱۳ - 18:22
O:-)O:-)O:-)O:-)O:-)O:-)O:-)O:-)O:-)O:-)O:-)O:-)O:-)O:-)
-_MaSa-MaSa-po_-(mahsa555 )
۹۰/۱۲/۱۳ - 18:24
منم بال O:-)O:-)O:-)O:-)O:-)O:-)O:-)O:-)O:-)O:-)O:-)O:-)O:-)O:-)
yetenek_turkiye(yetenekturkey )
۹۰/۱۲/۱۵ - 18:48
bravuu
555
55
5


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
نام کاربری:
پسورد:
اپیلاسیون (خانم خانما)اپیلاسیون (خانم خانما) سریع ترین اینترنت هوشمند میانهاهنگ بسیار زیبا و پر طرفدار میگن هیچ عشقی تو دنیا از مهدی احمدوند اولین استودیو صدابرداری و آهنگسازی در میانه (در سطح حرفه ای) *Aytay-studio* ماجرای خواندنی شعر معروف شهریار درباره حضرت علی(ع)اقامتگاه امام زمان‌(عج) دار قالی و دخترک30%تخفیف ویژه پنل,مختص ثبت نام کنندگان آنلاین در اس ام اس سامانهفروش قطعات تفکیکی ویلایی در آچاچی 09148025615
کاربران آنلاین


مسئولیت کلیه مطالب به عهده نویسندگان و ارسال کنندگان آن است